فرا رسیدن ماه محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر، ماه حفظ پرچم اسلام تا به عصر حاضرو الگوی ایستادگی در برابرنا حق که هم اکنون هم این الگو در بیداری کشورهای منطقه  تاثیر گذار بوده ،همانند انقلاب اسلامی ایران در برابر ظالمان منطقه پیروز شده اند بر پیروان آن امام تسلیت باد.

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1390ساعت 23:15  توسط سجاد  | 

داستان حاج رمضان

 

می خواهم داستان کوتاهی از یک جانباز برای شما در چند خط بنویسم .چندین شب پیش در اخبار صدا وسیما از یکی از

جانبازان جنگ تحمیلی مصاحبه می کرد این جانباز فداکار اسمش حاج رمضان بود از لحظه جانبازیش تعریف می کرد حاج

رمضان می گفت 24 سال است که جانباز شده ،آری حاج رمضان حالا هم هیکلی تنومند وچهره ای خندان داشت ،از خاطرات

دوران دفاع مقدس می گفت واز همرزمانش که شهید شده بودند می گفت.اما چیزی که بیشتر برای من احساس بر انگیز بود

وخیلی مرا تحت تاثیر قرار داد این سوالی بود که خبرنگار از حاج رمضان پرسید که چند سال است که اینگونه به روی شکم

می خوابید؟ حاج رمضان جواب داد 24سال چرا که اگر به طرف پشت بخوابم تمام بدنم زخم می شود چون همه قسمتهای بدنم از

پشت به خاطر نازکی پوستم که به علت زخمهای جبهه است اگر به پشت بخوابم زخم می شود.این سوال برایم پیش آمد که روش

حاج رمضان چگونه ممکن است آن هم برای 24 سال وخودم به جواب

رسیدم که او برای هدفش که دفاع از سربلندی ایران است جانباز شده است.این سوال خبر نگار جالب بود که پرسید حاج رمضان

اگر به 24 سال قبل برگردی آیا پشیمان نمی شوی ؟ حاج رمضان خیلی خونسرد جواب داد نه هرگز پشیمان نیستم واز وضعیت

الان خودم هرگز ناراضی نیستم .خبر نگار پرسید:حاج رمضان با مردم چه حرفی داری که بزنی،حاجی جواب داد ما به خاطر

این مردم رفتیم تا الان این مردم در آرامش باشند.خبر نگار پرسید حاج رمضان در حال حاضر چه آرزویی داری ؟حاجی جواب

داد  من فقط یک آرزو دارم وآن این است که در این دنیا باشم وخوشبختی تنها دخترم را ببینم و این چه آرزوی کوتاهی بود برای

حاج رمضان

حاج رمضان از همسرش خیلی تعریف می کرد و گفت کتابی دارم می نویسم که می خواهم  نامش را بگذارم دو جانباز در زیر

یک سقف ومنظور او از این جمله همسرش بود که با جان ودل از او مراقبت می کند و به نطر حاج رمضان همسرش هم یک

جانباز بود به خاطر این همه لطف وفداکاری که در حق حاج رمضان می کرد.

آری حالا من می خواهم با استفاده از داستان حاج رمضان چند چند نکته را بیان کنم برای مردم وبه خصوص اشخاصی که قدر

حاج رمضان وحاج رمضانهای دیگر را نمی دانند .می خواهم بگویم که کدام یک از جوانان امروزی که در ناز و نعمت بزر گ

شده اند می توانند حتی تحمل یک روز به شکم خوابیدن را داشته باشند .البته صحبت من با بعضی جوانهایی است در ماشینهای

گرانقیمت می نشینند و در خیابانها وجاده های ایران اسلامی با آرامش تمام رانندگی میکنند ومدلهای خیلی بد به خود می

گیرندوصدای ضبطهای ماشین را با نوارهای جازخیلی بالامی برند  و نمی دانند که این آرامش از کجا

آمده است و نمی دانند که حاج رمضانها این آرامش را برای آنها آورده اند.من می خواهم بگویم حاج رمضان ما قدر تو را

میدانیم ما از آرمانهای ایران اسلامی دفاع می کنیم ونمی گذاریم که دشمنان داخلی و خارجی ایران اسلامی  که در کمین

نشسته اند و علیه ایران هستند به خواستهایشان برسند چرا که حاج رمضانها برای این ایران اسلامی جانبازی کردند وچه شهدای

بسیاری هم که در این راه که دفاع از خاک  پاک ایران بودبه این افتخار بزرگ نائل شدند.

توجه:البته نمونه ای که در متن آورده شده تنها مورد در این باره نیست که به عنوان مثال ذکر کردم بلکه افرادهای دیگری هم وجود دارند که قدر شهدا وجانبازان را نمی دانند و با خوشی بسیار از این امنیت لذت می برند.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مرداد 1390ساعت 1:14  توسط سجاد  | 
  گویی که زصخره ها صدامی آید      آوای خوش خدا خدا می آید

ای شیفته دلان منتظر گوش کنید     آوای محمد از حرا می آید                

عید مبعث بر تمامی مسلمین جهان

مبارک باد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 1:8  توسط سجاد  | 

به نام صانع هستی

 

روزگاری شهر ما ویران نبود                               دین فروشی اینقدر ارزان نبود

 

 

صحبت از موسیقی عرفان نبود                            هیچ صوتی بهتر از قرآن نبود

 

 

دختران را بی حجابی ننگ بود                           رنگ چادر بهتر ازهر رنگ بود

 

 

پشت پا بر دین زدن آزادگی است                         حرف حق گفتن عقب افتادگی است

 

 

بی تو منکرها همه معروف شد                          کینه توزی با دلی مکشوف شد

 

 

بی تو دلهامان به جان آمد بیا                            کاردها براستخوان آمد بیا

 

                               به امید ظهور آقا حضرت مهدی

 توضیح :شعر را برروی کاغدی افتاده بود پیدا کردم ونوشتم شاعرش نوشته نشده بود

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آذر 1393ساعت 2:7  توسط سجاد  | 
معرفی شهدای شاخص دوران دفاع مقدس دهستان دیره وروستای درخشنده: دهستان دیره در دوران دفاع مقدس وهجوم ناجوانمردانه دشمنان بعثی در دفاع از خاک پاک میهن شهدایی را تقدیم ایران اسلامی کرد .دشمن بعثی در دوران دفاع مقدس حملات وحشیانه ای علیه مردم این منطقه یعنی دهستان دیره از دهستان های شهرستان گیلانغرب انجام دادند که ازجمله این حملات می توان حملات شیمیایی هواپیماهای عراقی بر روی این دهستان وبیشتر بر روی مردم روستای نصار دیره می توان نام برد.این دهستان شهدایی را تقدیم این نظام کرده است که در زیر زندگینامه شهیدسعدالله داورزاده را که از کتاب شهدای دومین شهرمقاوم کشوربا مؤلفین آقایان بهزاد پرش ور وحسین پرش ور گرفته شده است آورده شده است. امیر سرلشکر خلبان شهید سعدالله داورزاده نام پدر: مصطفی محل تولد: روستای درخشنده دیره تاریخ تولد:12/7/1337 محل شهادت: کوره موش آرامگاه: کرمانشاه زندگی نامه شهید امیر سرلشکر خلبان سعدالله داورزاده ازشهدای شاخص استان کرمانشاه وشهرستان گیلانغرب و دهستان دیره: هدیه های دومین شهر مقاوم کشور به انقلاب اسلامی تنها به لیاس خاکیهای در کمین نشسته سنگرهای خاکریز جبهه های تاجیک وآوزین وچغالوند وبانسیران ختم نمی شود چرا که تیز پروازانی ازاین خطه ازهوانیروزچون پرندگان داستان ابرهه خشم انقلابی اسلامی خویش را بر سر سپاه خصم می ریختند تا ثابت کنندکه قرآن واسلام نامیرا وجاودانه اند وهر چه زمان بگذرد احکام خدایی تبولوری زیباتر خواهند داشت. آری می خواهم بگویم که جوانان برومند ایل بزرگ کلهر که در چستی وچابکی چون نور خورشیدند در بند زمین نمی مانندوخود رابه خدایک قدم نزدیکتر می کنند ونمونه این مردان خدایی دراستان کرمانشاه و شهرستان گیلانغرب کسی نیست جزروستازاده ای مؤمن وباصفا، امیر سرلشکر خلبان شهید سعدالله داورزاده که با وجود دراوج آسمان بودن حتی خیلی از هم روستایی هایش او را نمی شناسند اما چه باک که داورزاده را خدا وشهدا می شناسند. شهید داورزاده درسال 1337 درروستای درخشنده دیره از توابع شهرستان گیلانغرب دیده به جهان گشود.وی پس ازسپری نمودن دوران تحصیل در شهرستانهای قصرشیرین،سرپل ذهاب وکرمانشاه با اخذ مدرک چهارم متوسطه در سال 1353وارد هوانیروز شدوپس از طی دوره های آموزش نظامی وزبان انگلیسی و مهارت های پروازی درمرکزآموزشی هوانیروزاصفهان باکسب درجه ستوانیارسومی به هوانیروز کرمانشاه بازگشت تا همیشه درآماده باش دفاع از خاک وایران عزیزمان به سر بردواز جانش نیز دریغ نورزد. شهید داورزاده از معدود خلبانان هوانیروز ایام خود بودکه توانست آموزش دوره های موشک تاو(ضدتانک) وشلیک آن با بالگرد کبری را درخارج از کشور بگذراند ودرکناردوستان صمیمی اش از جمله شهیدان شیرودی، کشوری شمشادیان و سهیلیان در آسمان همیشه غمگین جبهه های غرب پروازهایی عقاب وار داشته و دشمن بی دین را شکار کنند اما فاصله شکار وشکارچی به اندازه پاکی طینت شهیدان والا مقام انقلاب اسلامی بود.داورزاده هرچند سالها ازروستای دوران کودکیش وزادگاه بی آلایشش مجبور شده بود به خاطر هدف متعالیش که همانا دفاع ازیکان ایران اسلامی بودفاصله بگیرد اما روح بلندش بار دیگر او را به زاتدگاهش بر گرداند چرا که وی در نزدیکی زادگاهش یعنی تنگه حاجیان به علت برخورد خمپاره با بالگردش در کنارخلبان سهیلیان به شهادت رسید که نحوه شهادت ایشان به روایت خانواده اش به نقل از دوستانش بدینگونه بوده است: با شدت گرفتن اوج حملات دشمن بعث به شهرهای مرزی وقصد آنان در تصرف شهرهای قصرشیرین،سرپل ذهاب وگیلانغرب این بار هوانیروز عزمش راجزم کردتابیش ازاین دشمن خونخوار گستاخ نشود.پس حفاظت آسمان جبه های غرب به شهیدان شیرودی ،کشوری،شمشادیان،سهیلیان وسعدالله داورزاده محول شد.پادگان ابوذر در سرپل ذهاب به عنوان سازمان دهنده نیروهای مقاومت در مقابل دشمن هدف اصلی دشمن بود پس می بایست محافظت می شد واین کاردرآن مقطع زمانی خارج ازقدرت نیروهای زمینی بود.پس به شهید شیرودی از هوانیروزکرمانشاه امر می شود که به پرواز درآید اما سعدالله داورزاده به جای ایشان به تاریخ 21/7/1359 این مأموریت رابرعهده می گیرندچرا که درهمان روزخانواده شهید شیرودی از رشت برای ملاقات آمده بودندوداورزاده برای اینکه خانواده شهید شیرودی از این دیدار محروم نشوند.خود به پرواز درآمد پس ازدفاعی جانانه از پادگان ابوذر به علت پرواز در سطح پایین مورد اصابت خمپاره دشمن قرار گرفت ودر کنار دوست هم پروازیش خلبان سهیلیان در میان شعله های آتش بالگردش سوخت اما روحشان ققنوس گونه پرکشیدوبه لقاء الله پیوست.وی هم اکنون در مزار شهدای کرمانشاه آرمیده است.روحش شاد ویادش در دلها جاودانه باد.
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آذر 1393ساعت 1:19  توسط سجاد  | 
بر ما سالی گذشت،بر زمین گردشی وبر روزگار حکایتی،امید آنکه کهنه رود به نکویی و نو آید به شادمانی

                                                      آغاز سال 1391 بر تمام ایرانیان هم وطن مبارک باد.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 14:29  توسط سجاد  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مهر 1390ساعت 0:16  توسط سجاد  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1390ساعت 19:3  توسط سجاد  | 

 

از حضرت علی پرسیدند : واجب و واجب تر چیست ؟نزدیک ونزدیکتر کدامند ؟عجیب وعجیب تر کدامند؟ سخت وسخت تر کدامند ؟

 

حضرت جواب دادند :واجب اطاعت از خدا و واجب تر از آن ترک گناه است .

 

نزدیک قیامت ونزدیک تر از آن مرگ است .     عجیب دنیا و عجیب تر از آن محبت دنیاست.    سخت قبر و سخت تر از آن دست خا لی به داخل قبر رفتن است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم تیر 1390ساعت 1:55  توسط سجاد  | 

 

آیا می دانید کدام سوره قرآن بیشترین سوگندها را در خود جای داده است ؟     سوره شمس

 

 

از نشانه های بی دینی در سوره ماعون بیان شده عبارتند از : 1-بی توجهی به فقرا  2-بی توجهی به نماز ، ریا در نماز 3- منع کردن دیگران از ضروریات

 

زندگی

 

سوره های قرآن که سجده واجب دارند: سوره فصلت – سوره نجم – سوره علق – سوره سجده

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم تیر 1390ساعت 1:35  توسط سجاد  |